باهیا

باهیا

سلام.
به باهیا خوش آمدید.
اگر رایحه را در دنیای واقعی می‌شناسید و او از حضور شما در باهیا بی‌اطلاع است، منت بر سر رایحه گذارید و به حضور در باهیا خاتمه دهید!
ممنونم.

شنبه, ۴ ارديبهشت ۱۴۰۰، ۰۷:۵۷ ب.ظ

ذوق‌ت رو برم

من حاضرم تا آخر عمرم برای «ف ح» فایل ورد مرتب و ژیگول کنم و بفرستم.

انقد که این بشر ذوق می‌کنه. :)))

۰ نظر ۰۴ ارديبهشت ۰۰ ، ۱۹:۵۷
رایحه :)
چهارشنبه, ۱ ارديبهشت ۱۴۰۰، ۰۱:۳۶ ب.ظ

ترم۸|بیومکاترونیک|عرشی

ذکر روی لب‌ها در ساعت ۱۲ روز سه شنبه و ۱۳:۳۰ روز چهارشنبه: خدایا می‌شه نیاد؟ خدایا تو رو خدا.

از بسسس که این بشر بی‌اعصاب و مودیه و بیمارگون رفتار می‌کنه!

۰ نظر ۰۱ ارديبهشت ۰۰ ، ۱۳:۳۶
رایحه :)
چهارشنبه, ۱ ارديبهشت ۱۴۰۰، ۱۲:۵۸ ق.ظ

آمپاسٌ شدیدٌ

خدایا شما که کارت خیلی درسته ولی جدنی کاش یه مسیر مشخص و واضح برای مراحل ازدواج به ما ارائه می‌کردی. اگه نه، تو گوش آدم می‌گفتی باید چه تصمیمی بگیره هم خوب بود.

خدایا در هر صورت دست شما درد نکنه.

۱ نظر ۰۱ ارديبهشت ۰۰ ، ۰۰:۵۸
رایحه :)
چهارشنبه, ۲۵ فروردين ۱۴۰۰، ۱۲:۴۵ ق.ظ

مرا به خیر تو چشم نیست

هوای کوچک‌ترمون رو داشته باشیم.

اگر هواش رو نداریم اذیت‌ش نکنیم، قوز بالا قوز نشیم براش. :)

۰ نظر ۲۵ فروردين ۰۰ ، ۰۰:۴۵
رایحه :)
يكشنبه, ۲۲ فروردين ۱۴۰۰، ۰۹:۲۹ ب.ظ

نهااایت بی‌معرفتی

-در ادامه‌ی پست قبل-

روزهای خوش (و البته در این مورد پر از فکرمشغولی و نگرانی و ترس و اضطراب) هم‌دیگه رو قهوه‌ای نکنیم. :)

۰ نظر ۲۲ فروردين ۰۰ ، ۲۱:۲۹
رایحه :)
يكشنبه, ۲۲ فروردين ۱۴۰۰، ۰۷:۳۳ ب.ظ

آدم‌های مهم زندگی خود را سگ نکنیم

یک موضوعی که می‌شه گفت تازگی در مورد خودم فهمیدم اینه که در برابر خوبی‌ها و کارهایی که وظیفه‌م نیست و انجام می‌دم انتظار جبران ندارم ولی اگه بخوای روت رو زیاد کنی و طلب کار شی و در موقعیت مشابه به جای خنثی بودن، بدی کنی؛ من سگ می‌شم. یعنی سگ به معنی تمام کلمه. ممکنه به روت نیارم و تو نفهمی ولی این سگی تو جونم می مونه. :)

۰ نظر ۲۲ فروردين ۰۰ ، ۱۹:۳۳
رایحه :)
شنبه, ۲۱ فروردين ۱۴۰۰، ۰۱:۰۴ ق.ظ

ترم۸|بیودیزاین|الف‌و‌شین

بعد از این که موضوع پروژه رو توی «شعبه‌ی دوم شورای حل تمرین» انتخاب کردیم، برای بچه‌ها نوشتم:

 

«خدایاااااااااااااااا

تو رو خدا ما رو مثمر ثمر قرار بده😭

خدایا ما گناه داریم😭

خدایا ما چهار سال جون کندیم😭

خدایا ما سه بار دکتر ب، دو بار دکتر ر، دو بار دکتر کاف، دو بار دکتر الف، دو بار دکتر شین، یه بار دکتر الف، یه بار مهندس سین و ... رو تحمل کردیم

خدایا تو رو خدا😭❤️»

 

و سپس آه از نهاد همه‌مون بلند شد... ⁦:^)⁩

۰ نظر ۲۱ فروردين ۰۰ ، ۰۱:۰۴
رایحه :)
شنبه, ۲۱ فروردين ۱۴۰۰، ۱۲:۵۹ ق.ظ

بازی برد و باخت دارد

خدایا به من کمک کن تا وقتی احساس کردم دارم شکست می‌خورم، مثل آرش ظلی‌پور نباشم.

بنده‌ی شما، رایحه.

۰ نظر ۲۱ فروردين ۰۰ ، ۰۰:۵۹
رایحه :)
سه شنبه, ۱۷ فروردين ۱۴۰۰، ۱۰:۱۵ ب.ظ

بخخخدا فهمیدیم

به شدت نیاز دارم به چند نفر بگم که: من تضمین می‌کنم که من و همه‌ی فالورهات فهمیدیم شوهر/خواستگار داری و خیلی دوسش می‌داری و دوریش برایت مشکله و کاشکی اونو می‌بستی و نَمی‌ذاشتی هر جایی بره و ال و بل و جیمبل! بسه دیگه سر جدت! باور کن مکالمه‌ی تو با خواستگارت و محبت تو به شوهرت بعد از دو سه سال دیگه برای ما جذاب نیست. :|

۱ نظر ۱۷ فروردين ۰۰ ، ۲۲:۱۵
رایحه :)
شنبه, ۱۴ فروردين ۱۴۰۰، ۰۳:۰۱ ق.ظ

کارشناسی! سر جدت بسه...

سلام دوباره بر ساعت‌های ممتد پشت‌میزنشینی برای تهیه‌ی گزارش و درد کشنده‌ی عضله‌ی بین دو کتف...

باشد که شهریور تموووووم کنم این داستان رو!

۰ نظر ۱۴ فروردين ۰۰ ، ۰۳:۰۱
رایحه :)